محمد مهدى ملايرى

50

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

ساخته شده . ساختمان‌هايى بلند و نفيس . مسجد جامع اين شهر مشرف بر دريا است . مناره‌اى بلند و زيبا دارد و در انتهاى بازارها است . مردم اينجا چاه‌هاى آب شيرين و قنات شيرين دارند و از هرلحاظ در رفاه و آسايشند . اينجا دالان چين و خزانهء مشرق و عراق و كمك رساننده به يمن است ، و غلبه در اينجا با ايرانيان است » « 1 » . بخشى از اين مطالب را ياقوت هم در معجم البلدان نقل كرده و استخرى هم صحار را به آبادى و عمران و وسعت بندرگاه‌ها و رونق بازرگانى آنجا ستوده و گفته است در تمام سواحل درياى فارس ( درياى چين به تعبير مقدسى ) و در تمام سرزمين اسلام شهرى آبادتر و پرثروت‌تر از صحار نيست « 2 » . و ابن حوقل نيز همين مطالب را تكرار كرده « 3 » . مسعودى نوشته است كه در عمان كشتىهاى محكم و استوار دريانورد را تيرماهى مىنامند و علت اين نام‌گذارى را هم اين نوشته كه چون در تيرماه درياى هند بيش از هرموسم ديگر از سال توفان‌خيز و پرخروش است و در اين فصل تنها كشتىهايى مىتوانند در اين دريا آمدورفت كنند كه محكم و استوار باشند ازاين‌رو چنين كشتىهايى را تيرماهى مىخوانند « 4 » . از اين نوشته چنين برمىآيد كه سنت كشتىسازى همچنان در اين بندر از زمانى كه در قرن اول ميلادى مؤلف كتاب « گردش پيرامون درياى اريتره » آنجا را ديده بوده و صادرات آنجا را كشتى نوشته تا اين تاريخ همچنان ادامه داشته و اگر نام اين كشتىها در كتاب " گردش پيرامون درياى اريتره " پس از ترجمه از زبانى به زبان ديگر و نقل از خطى به خط ديگر به صورتى درآمده كه نمىتوان به اصل آن راه يافت در نوشتهء مسعودى صريح و روشن و با تفسير و توضيح آمده كه معلوم مىشود نام و وصف كشتىها هم در آنجا همچنان فارسى بوده است . ميان عمان و عدن ، كه يكى ديگر از مراكز مهم دريانوردى و بازرگانى

--> ( 1 ) . احسن التقاسيم ، ص 92 . ( 2 ) . استخرى ، مسالك الممالك ، ص 25 . ( 3 ) . صورة الارض ، ص 44 و 45 . ( 4 ) . مروج ، پلا ، 1 / 175 .